ایمان برادر آب کم شد خشکسالیست
بنویس سارا چادر آبی ندارد
بنویس مدر دستهایش بند قالیست
بنویس بوی ساده نان وسبو را
بنویس جنس آرزوهایم سفالیست
بنویس خواب ابر و باران وغزل را
فریاد را شاید کسی در این حوالیست
نقطه سر خط:
باز هم بنویس وبنویس...
بنویس بابا نان ندارد سفره خالیست...
میثم بازیاری التماس دعا
نشسته جای شما اینک کسی که مثل تو زیبا نیست
........................................
یا مولا علی :
دلمان برای عدالتی که شما به خاطرش مرارتها کشیدیدواز ناهلان سخن ناسزا شنیدید تنگ شده.مولا جان دیگر کسی نیست که دست نوازشی بر سرکودکان یتیم بکشدوآرامشان کند با مهربانی
مولای من دلمان برای ظهور اقا امام زمان فقط میطپدوبس تا اوبیاید وبا
مهربانیش که از شما به یادگار دارد آراممان کند.
یا مولا دلم تنگ اومده......
تلی ز خاکستر شدم آخر به پایت
یک کوه میرقصد مرا با سنگهایش
وقتی که میپیچد در آن شور صدایت
شکل کبوتر میشوم وقتی که هر صبح
پر میکشد تا آسمان بال دعایت
طعم رفاقت میدهد هرم نفسهام
وقتی تنفس میکنم من در هوایت
ای چشهایت آسمانی بینهایت
ای بی نهایت ها شروع از ابتدایت
ای هر چه دام ودانه در پای تو بی سود
حتی خدا هم دانه میریزد برایت
در روز میلاد تو ای شیرین تر از جان
صد خسرو فرهاد همچون من فدایت
میثم بازیاری