حالا منم ویاد تو با این هجای سرخ
نامت بلند باد شبیه پریدنت
دربرگریز حادثه درآن هوای سرخ
تصویری از وقایع دیروز میکشم
درخون تپیدن تووآن ماجرای سرخ
عطرت وزید ویادتو بارانیم نمود
باران گرفت مثل همان روزهای سرخ
من راببر به سمت مکانی که رفته ای
من راببر به سمت خودت با ردای سرخ
درمن وزید عطر حضور کسی که نیست
حالا منم وخاطره ای سبز جای سرخ