چشمم دوباره خیره به چشم تر زن است
زن شاعرانه ترین واژه ایست که
یک عمر آزگار به روی لب من است
روی لب من است همان اتفاق سرخ
یک رویداد تازه که باب سرودن است
زن رادرست شکل خودش فرض میکنیم
یک روح شاعرانه که درسلطه تن است
گاهی به شکل بارش باران وگاه هم
ویران کننده ایست که چون کوه بهمن است
گاهی به شکل یک غزل عاشقانه و
گاهی به شکل واژه تن تن تتن تن است
آواز دلکشی که از آغاز زیستن
زیباترین سرودبرای شنیدن است
جانی است تازه به شریان نسلها
جادو نه.سحرنه.معجزه آفریدن است
میثم بازیاری